جستجو
ميني بلاگ
اینجا همه چیز خوب است..تنها تو نیستی..و این یعنی خوبی ها برای من نیست..که تو نیستی..بانوی من!
نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم..
آموزشی صفر یکمان که تمام شد توسط یک برگه کاغذ بیجان و کوچک که هیچ اراده ای در مقابل پارگی و امور مربوط به جلوگیری آن می گردد نداشت ، به سرعت افتادیم مرکز پیاده شیراز...به همین راحتی..خاک تو سرش! در اوج غریبی که همه بچه های نظیر افتادند اصفهان..به هر حال دو ماه مهمان خواجه شیرازیم و خواجه گان شیراز..اینجا نه بوی کار می دهد نه بوی تلاش..بوی خواب است و پلکهای بر هم اوفتاده و نرگسان مست -دور از چشم بانو- و خلاصه هر چیز که به تحرک مربوط نباشد!...اینجا شیراز است..
در آستانه ی سفر پشت نگاه بدرقه / گریه نکن نگاه كن مرا به خاطر بسپار
سر همان کوچه ی سبز که می رسد به انتظار / من ایستاده ام هنوز مرا به خاطر بسپار
[دانلود آهنگ]
پ.ن : يادت سبز...خسرو شكيبايي عزيز
هايكو
[آرشيو]
ديگر نوشت
+ کسی تلنگری نزد / به لحظه سکوت ابر... [منبع]
+ امشب خیالت را به بسترم راه نمی دهم... [منبع]
+ نمي دانم بهار بود/يا تو بهار بودي... [منبع]
+ شب را به پاس ناقوس خنده ات بیدار می مانم ... [منبع]
+ پاهايت بو مي دهند / .. / بوي رفتن... [منبع]
[آرشيو]
كلبه كتاب
[آرشيو]
دوستان
پشت پنجره
آنكس كه نداند
ژسيلن
صداي سكوت
مريم بانو
دختر نقاش
پاييز
مسافر كوچولو
كرم كتاب
روزانه ها براي نخواندن
نيمه خالي ليوان
CUAUHTEMOC
ماه در آب
فصل گستاخي
دل نوشته ها
دلتنگي هاي سپنتا
اگر باران ببارد
نيمرخ
دخترونه
بي فصل و نادرخت
جنازه
فانوس نو
اكسير
پيامبران كاغذي
دو خط بي فاصله
روح باران
پاييز زاد
گاه نوشت
يك نفر شورشي
قفس تنهايي
بانوي تو
غزل تنهايي من
ما هيچ ما نگاه
Per-Day
آنقدر از ياد رفتم
ويان
نامه هايي به خودم
غربت واژه
دلنوشت هاي شب نشين
پا به پاي ماه
آينه
كافه سيب
شبهاي روشن
گلهاي كاغذي
رب دوشامبر الهي
آبي آرام بلند
تنها براي غرورم
سبز خاكستري
لاشريكستان
همنواز
اتاق آخر
سيگار و اسپرسو
فولرن
زمزمه هاي بيصدا
يك غزل مانده به تو
سنگفرش های پیاده رو خیابان چهاردهم
وقتي در باد مرا صدا زد ، ليلا
... که دل شهید شد ... - راه
چقدر خوب بود اگه...
آرشيو
June 2008 (1)
May 2008 (2)
April 2008 (1)
March 2008 (2)
February 2008 (1)
December 2007 (1)
November 2007 (1)
October 2007 (2)
September 2007 (4)
August 2007 (2)
July 2007 (1)
June 2007 (3)
May 2007 (2)
April 2007 (3)
March 2007 (3)
February 2007 (3)
January 2007 (2)
December 2006 (4)
November 2006 (4)
October 2006 (2)
September 2006 (1)

...
June 25, 2008
بر قاب نقره كوب چشمانت
هزاران افسون نهاده ام
كه سرسراي آئينه وش هزارتو را
به چشمان بسته در نياميزم
آني كه تويي
ايني كه منم..
ماه را بين به صبوريت
خم مي شود
و دملهاي تابناك آسمان
بر طاق ايوانت
چونان كه تكثير آتشي را به نظاره نشيني
غزل مي كنم
پرده نشيني شبانه ات را
بادا به لب
قصيده پرده دري ات افتد...
کند / همچون دشنه یی زنگار بسته
May 31, 2008
پوست مي تركانم
ميان بازوانت
- شهزادگان جوان تسلا-
مست مي شوم
آرام آرام
زير انبوه بوسه هات...
چه بي تاب مي گذرانم
لحظه هاي بي تويي را
به هروله گفتن و نگفتن
اي كاش واژه اي بود
در خور
كه بازت گويم :
پايان بي دلي من!
حرام
May 14, 2008
از عشق گفتن
و ستايش دشنه اي
که خواب خون تو را مي بيند
گناه اين است..
تولدي از غروب
صليبي بر تن
خاکي بر زمين
و ويرانه اي چون تو
به قامتي تمام ، به دريوزگي مرگ ايستاده..
دستت را دراز کن
نان و نمک و خون را ..
پ.ن : از دفترخرداد 83
انتها
April 24, 2008
نه با "عشق" توان زيستنم بود
نه با "زندگي"
در انتظار بوسه اي كوچك
نشسته ام
باورم نمي شود
اين انتهاي "من" بود...
بدرود ؛ هشتاد و شش خورشيدي
March 17, 2008
چه سخاوتمند بوديم و گشاده دست
چه حتي قيصرمان را خواستي...
و تو
چه زيبا پسند
چروك هاي پيشاني ات
گويي
خطوط حامل دردهاي ماست
كه هر آه و خنده مان را
چون سپيداري سترگ
بر آنها نقش زدي
سفرت خوش
هشتاد و شش خورشيدي
سال خوش سليقه من..
بوي گندمزار نمناك
March 07, 2008
غلت مي زنم
ميان نيزار مژه هات
هزار باره
بسان آدمك چوبي غمگين
بر سر گندمزار
كه مباد
دانه اي
بر سر سنبله
به تاراج زيباي گنجشك ها رود
بر اين سرزمين گندمگون
كه گيسوان توست
حاشا
اگر دمي
پلك بر هم افتد
زيباي من...
تا سپیده
February 02, 2008
دور دست
سوسوي چراغي
آنگونه دور
كه تاب رسيدنش هم اگر بود
كو پايي و همپايي..
به اين
سرزمين كودكان دلير
برنايان مست
و ديرسالان مرده
تو پنهاني در اين شب
من نيز
و ما در اين تيرگي
بي ديدار هم
تا صبحي كه آفتابي اش بر آيد
سوگوار تنهايي مان ايم
چه مي شد اگر يكبار
تنها يكبار
چشمانمان را
جاي دهانمان
مي گشاديم...
دستت را به من بده
چشمت را خيره به چشمم دار
تا براي سپيده مان دعايي كنيم
كه ماندگان ما
همين نيز نتوانند ...